به وبلاگ من خوش آمدید جوک و خنده

جوک و خنده

اینم جوک

سه شنبه 22 فروردین 1385
 

تو جاده یه افسر جلوی ماشین رو میگیره میگه : شما بخاطر بستن کمر بند 50 هزار تومان برنده شدین حالا با این پول میخواهید چیکار کنید ؟ راننده فکر میکنه میگه میرم گواهینامه میگیرم ! یه دفعه زنی که بقل دست راننده نشته بود میگه جناب سروان زیاد به حرف های این شوهر من توجه نکنید و قتی مست میشه یه بند چرت و پرت میگه ! تو صندلی عقب یه یارو خواب بوده از سر و صدا پا میشه و چون تو باغ نبوده میگه از اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد ! یه دفعه یکی از صندوق عقب ماشین داد میزنه : بلاخره از مرز گذشتیم ؟


 

ترکه رو می افته جزیره آدم خوارها بعد آدم خوارها میگن آدم ... آدم ... ترکه میگه : آهای داداش حالا که حرف خوردن شد ما شدیم آدم ؟

 


ترکه میره رستوران به گارسون می گه غذا چی داری؟ گارسون می گه غدای امروز ما کاستیدجلینیکفتیتسا با لیمو - ترکه می گه کاستید جلینیکفتیتسا با چی؟

 


یه بار میخواستن آبادنیه رو زجر كش كنن ، میبندنش به تنه درخت ، نوار بندری می زارن

 


ک بار از بامشاد می پرسند که : چه ماشینی را دوست داری ؟ بامشاد میگه ژیان ....میگن چرا ؟ میگه : چون ازش روغن می چکه

 

 

 

تركه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون كلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میكنه، میگه: بی پدر فكر كردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه كه حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به تركه میگه اسم توچیه؟! تركه اسمش قلی بوده، یكم فكر میكنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون


لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میكرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره

تركه می‌رسه، می‌خورنش. 





[ سه شنبه 22 فروردین 1385 - 11:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| سروش ] [سری نهم جوکها , ] [+]