جوک و خنده
وبلاگ من
وبلاگ من
ایمیل من
برای اطلاع پیدا کردن از زمان ورود به وبلاگ تا حالا پایین کلیک نمایید

نویسنـــدگان :
سروش (10)
موضــــوع ها :
عمومی (1)
سری اول جوکها (1)
سری دوم جوکها (1)
سری سوم جوکها (1)
سری چهارم جوکها (1)
سری پنجم جوکها (1)
سری ششم جوکها (0)
سری هفتم جوکها (1)
اینبار عکسهای خنده دار (1)
سری هشتم جوکها (1)
سری نهم جوکها (1)
آرشیـــو :
فروردین 1385 (4)
مهر 1384 (1)
مرداد 1384 (3)
تیر 1384 (2)
هیچی :
آرشیو لینكدونی
لینكستان :
آموزش زبان انگلیسی
جسنجو :
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
اینم جوک
تو جاده یه افسر جلوی ماشین رو
میگیره میگه : شما بخاطر بستن کمر بند 50 هزار تومان برنده شدین حالا با این پول
میخواهید چیکار کنید ؟ راننده فکر میکنه میگه میرم گواهینامه میگیرم ! یه دفعه زنی
که بقل دست راننده نشته بود میگه جناب سروان زیاد به حرف های این شوهر من توجه نکنید و قتی مست میشه یه بند
چرت و پرت میگه ! تو صندلی عقب یه یارو خواب بوده از سر و صدا پا میشه و چون تو
باغ نبوده میگه از اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد ! یه دفعه یکی از صندوق
عقب ماشین داد میزنه : بلاخره از مرز گذشتیم ؟
ترکه رو می افته جزیره آدم خوارها بعد آدم خوارها میگن
آدم ... آدم ... ترکه میگه : آهای داداش حالا که حرف خوردن شد ما شدیم آدم ؟
ترکه میره رستوران به گارسون می گه غذا چی داری؟ گارسون می گه غدای امروز ما کاستیدجلینیکفتیتسا با لیمو - ترکه می گه کاستید جلینیکفتیتسا با چی؟
یه بار میخواستن آبادنیه رو زجر كش كنن ، میبندنش به تنه درخت ، نوار بندری می زارن
ک بار از بامشاد می پرسند که : چه
ماشینی را دوست داری ؟ بامشاد میگه ژیان ....میگن چرا ؟ میگه : چون ازش روغن می
چکه
تركه میرسه، میخورنش.
نوشته های پیشین ...